اسم

سرلاد

(سَ) (اِمر.) = سرلاد: رده فوقانی دیوار، سر دیوار؛ مق. بنلاد. دیوار.

    سرم

    (س رُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- خون آبکی.
    ۲- دارویی مایع حاوی مواد قندی یا ویتامین‌ها یا سایر داروهای حیاتی که جهت جلوگیری از بیماری یا برای ادامه حیات از محفظه‌ای شیشه‌ای یا پلاستیکی به وسیله لوله پلاستیکی توسط سرنگ مخصوص از طریق سرخ رگ به بدن بیمار تزریق می‌شود.

      سرگذشت

      (سَ. گُ ذَ) (اِ.)
      ۱- رویداد، واقعه.
      ۲- شرح حال.

        سرگرد

        (~. گُ) (اِمر.) افسری که درجه اش بالاتر از سروان و پایین تر از سرهنگ دوم است.

          سرگرمی

          (~. گَ) (اِ.) آن چه موجب مشغولیت و تفریح باشد.

            Scroll to Top