سرمه
(سُ مَ یا مِ) (اِ.) گرد نرم شده سولفور آهن یا نقره که برای سیاه کردن مژهها و پلکها به کار میرود. ؛ ~ به چشم کور کشیدن کنایه از: کار بیهوده کردن.
(سُ مَ یا مِ) (اِ.) گرد نرم شده سولفور آهن یا نقره که برای سیاه کردن مژهها و پلکها به کار میرود. ؛ ~ به چشم کور کشیدن کنایه از: کار بیهوده کردن.
(سُ) (اِ.) = سورنا. سرنای. سورنای: نوعی ساز بادی. ؛~را از سر گشادش زدن کنایه از: کاری را نادرست و ناشیانه انجام دادن.
(س رِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی ترانه و آواز عاشقانه که هنگام شب در بیرون خانه محبوبی جهت اظهار عشق و علاقه قلبی خوانده شود.
(س رُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- خون آبکی.
۲- دارویی مایع حاوی مواد قندی یا ویتامینها یا سایر داروهای حیاتی که جهت جلوگیری از بیماری یا برای ادامه حیات از محفظهای شیشهای یا پلاستیکی به وسیله لوله پلاستیکی توسط سرنگ مخصوص از طریق سرخ رگ به بدن بیمار تزریق میشود.