اسم

سرناد

(س رِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی ترانه و آواز عاشقانه که هنگام شب در بیرون خانه محبوبی جهت اظهار عشق و علاقه قلبی خوانده شود.

    سرند

    (سَ رَ) (اِ.)
    ۱- غربالی سیمی دارای سوراخ‌های نسبتاً بزرگ که با آن غلات را پاک کنند.
    ۲- نوعی غربال که بدان خاک و شن را می‌بیزند.

      سرند

      (س رَ) (اِ.)
      ۱- تاب، ارجوحه.
      ۲- ریسمانی که یک سر آن را حلقه کنند و در زیر خاک پنهان سازند و سر دیگر را شخصی گرفته در کمین می‌نشیند تا آدمی یا جانوری را که پای در آن میان نهند، به سوی خود کشد و او را بگیرد.
      ۳- فنی است از جمله فنون کشتی گیری و آن چنان است که کشتی گیر پای خود را به پای دیگری بند کند و او را بیندازد و آن را به عربی شغزبیه نامند.

        سرم

        (س رُ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- خون آبکی.
        ۲- دارویی مایع حاوی مواد قندی یا ویتامین‌ها یا سایر داروهای حیاتی که جهت جلوگیری از بیماری یا برای ادامه حیات از محفظه‌ای شیشه‌ای یا پلاستیکی به وسیله لوله پلاستیکی توسط سرنگ مخصوص از طریق سرخ رگ به بدن بیمار تزریق می‌شود.

          سرمایه

          (سَ یَ یا یِ) (اِمر.)
          ۱- مال، دارایی.
          ۲- دارایی خواه مادی یا معنوی.
          ۳- مالی که عواید پولی به دست دهد.

            Scroll to Top