اسم مرکب سرخ رگ (سُ. رَ) (اِمر.) شریان، رگ جهنده، رگی که خون را از قلب به قسمتهای مختلف بدن میرساند.
اسم سرخاره (سَ رَ یا رِ) (اِ.) ۱- سوزن زرینی که زنان به جهت زینت بر سر زنند و مقنعه را با آن بر لچک بند کنند تا نیفتد. ۲- پنجه مانندی از استخوان که بدان تن را خارند.
اِمصغ سرخجه (سُ خِ جِ) (اِمصغ.) بیماری ای حاد و ساری که با دانههای سرخ رنگی روی پوست همراه است، سرخک.