اسم

سردرختی

(~. دِ رَ) (اِمر.) هر میوه‌ای که از درخت به دست آید مثل سیب وگلابی و زردآلو.

    سرخ رگ

    (سُ. رَ) (اِمر.) شریان، رگ جهنده، رگی که خون را از قلب به قسمت‌های مختلف بدن می‌رساند.

      سرخاب

      (سُ) (اِمر.) ماده‌ای سرخ رنگ که زنان به گونه خود مالند، گلگونه.

        سرخاره

        (سَ رَ یا رِ) (اِ.)
        ۱- سوزن زرینی که زنان به جهت زینت بر سر زنند و مقنعه را با آن بر لچک بند کنند تا نیفتد.
        ۲- پنجه مانندی از استخوان که بدان تن را خارند.

          سرخجه

          (سُ خِ جِ) (اِمصغ.) بیماری ای حاد و ساری که با دانه‌های سرخ رنگی روی پوست همراه است، سرخک.

            Scroll to Top