سردفتر
(سَ. دَ تَ) (اِمر.) مدیر و مسئول دفترخانه اسناد رسمی.
(~. دَ) (اِمر.)
۱- قهوه خانه.
۲- محلی که در آن درویشان گرد هم میآیند، خانقاه.
۳- جایی در زورخانه که مرشد متناسب با حرکات ورزشکاران ضرب میزند و میخواند.
(~ خا)
۱- (حامص.) خواندن آواز پیش از آواز دیگران.
۲- سرودگویی، تغنی.
۳- خواندن سرنوشت کسان.
۴- پیش – خوانی تا دیگران ذکر گویند.
۵- استهزاء، تمسخر.
۶- فاتحه خوانی بر سر قبور مردگان.
۷- (اِ.) ابتدای خوانندگی، پیش درآمد.
(سَ رَ یا رِ) (اِ.)
۱- سوزن زرینی که زنان به جهت زینت بر سر زنند و مقنعه را با آن بر لچک بند کنند تا نیفتد.
۲- پنجه مانندی از استخوان که بدان تن را خارند.