سرخس
(سَ رَ) (اِ.) گیاهی است از رده نهان – زادان آوندی که سردسته گروهی از آنها به نام گروه سرخسها میباشد. این گیاه دارای ساقههای زیرزمینی است که از فواصل مختلف آن برگهای هوایی خارج میشوند.
(سَ رَ) (اِ.) گیاهی است از رده نهان – زادان آوندی که سردسته گروهی از آنها به نام گروه سرخسها میباشد. این گیاه دارای ساقههای زیرزمینی است که از فواصل مختلف آن برگهای هوایی خارج میشوند.
(~ خا)
۱- (حامص.) خواندن آواز پیش از آواز دیگران.
۲- سرودگویی، تغنی.
۳- خواندن سرنوشت کسان.
۴- پیش – خوانی تا دیگران ذکر گویند.
۵- استهزاء، تمسخر.
۶- فاتحه خوانی بر سر قبور مردگان.
۷- (اِ.) ابتدای خوانندگی، پیش درآمد.
(سَ جَ یا جِ) (اِ.) کاسه مسین گردی که در ته آن سوراخی است و آن کاسه را در کاسه بزرگتری که پر از آب است قرار دهند و به عنوان ساعت آبی از آن استفاده میکنند.
(~.) (اِ.)
۱- آن چه بر سر دیگ، کاسه و مانند آن گذارند تا محتوی آن محفوظ بماند.
۲- مقنعه زنان، سرانداز.
(~.) (اِمر.)
۱- آن چه که بر سر چیزی میپیچند.
۲- دستار، عمامه.
۳- زینتی از زر و سیم و جواهر که در جلو عمامه و دستار قرار دهند.
۴- یکی از اجزای چراغ نفتی که فتیله در آن جا میگیرد و آن را به بدنه چراغ نصب کنند و لوله روی آن قرار گیرد.
۵- وسیله گود شیارداری از جنس عایق که لامپ درون آن میپیچد و به سیم برق وصل میشود.