اسم

سراب

(سَ) [ ع. ] (اِ.) زمین صاف و هموار که در اثر گرمای زیاد، از فاصله دور به نظر آب می‌نماید.

    سراچه

    (سَ چَ یا چِ)(اِمصغ.)۱ – سرای کوچک.
    ۲- خلوت خانه.
    ۳- صندوقچه‌ای که درون صندوق بزرگی قرار گیرد.

      سرادق

      (سُ دِ) [ معر. ] (اِ.)
      ۱- سراپرده، خیمه.
      ۲- چادری که بالای صحن خانه کشند. ج. سرادقات.

        سر حلقه

        (~. حَ قِ) [ فا – ع. ] (اِ. ص.) سر – دسته، سرپرست و بزرگتر یک دسته از مردم.

          Scroll to Top