اسم

سدره

(س رَ یا رِ) [ ع. سدره ] (اِ.) یک درخت سدر.

    سدره

    (سُ رِ یا رَ) (اِ.) پیراهن سفید بی آستین که زردشتیان زیر لباس پوشند.

      سخریه

      (سُ یِّ) [ ع. سخریه ] (اِ.) ریشخند، استهزاء.

        سخن

        (سُ خَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- کلام، گفتار.
        ۲- نطق، بیان.
        ۳- اراده، آرزو.

          سخنرانی

          (~.)
          ۱- (حامص.) نطق کردن، خطبه خواندن.
          ۲- (اِمر.) جایی که در آن گروهی برای شنیدن سخنان سخنران حاضر می‌شوند.

            سخونت

            (سُ نَ) [ ع. سخونه ]
            ۱- (مص ل.) گرم شدن.
            ۲- (اِمص.) گرمی، حرارت.

              سد

              (سَ دّ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) بستن.
              ۲- (اِ.) بند، حایل میان دو چیز.
              ۳- دیواری که برای جلوگیری از سیل یا ذخیره کردن آب می‌سازند. ؛ ~ سکندر کنایه از: سد یا مانع استوار و محکم.

                پیمایش به بالا