اسم

ستون فقرات

(~ فَ قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) ستون مهره‌ها، تیره پشت. ستونی مرکب از ۳۳ قطعه استخوان به نام مهره یا فقره که به طور عمودی بر روی هم در پشت انسان قرار دارند.

    ستی

    (~.) (اِ.) زنی که خود را با شوهرش – که مرده باشد – در آتش اندازد و بسوزد.

      ستیر

      (س تِ) (اِ.) استیر؛ یک چهارم من.

        ستیز

        (س) (اِ.)
        ۱- جنگ.
        ۲- ناسازگاری، لجاجت.
        ۳- خشم.
        ۴- سرکشی، نافرمانی.

          ستره

          (سُ رِ یا رَ) [ ع. ] (اِ.) آن چه که بدان پوشیده شوند. ج. بستر.

            ستن آوند

            (سُ تُ وَ) (اِمر.) = ستناوند. استوناوند. ستاوند. ستافند:
            ۱- بالا خانه‌ای که پیش آن مانند ایوان گشاده بود.
            ۲- بالاخانه.
            ۳- صفه بلندی که سقف آن را بر ستونی افراشته باشند.

              پیمایش به بالا