سته
(س تَ) (اِمص.) لجاج، عناد.
(~ ء قُ) (اِمر.) ستارهای است کم نور در انتهای دُم صورت فلکی دُب اصغر (خرس کوچک) که با اختلاف کمتر از یک درجه از محل واقعی قطب شمال قرار دارد.
(س رِ) [ په. ] (اِ.)
۱- اجرام نورانی در آسمان که نورشان به علت حرارت زیادشان میباشد، بسته به شدت حرارت رنگ ستارهها فرق میکند.
۲- جرقه. ؛ ~ سهیل بودن کنایه از: کم پیدا و دیریاب بودن.
(~دُ لِ) (اِمر.) جرمی ابر مانند با هستهای نورانی که مداری متغیر به دور خورشید دارد و هنگامی که مدارش از نزدیک خورشید میگذرد دنبالهای درخشان از خود آشکار میکند.
(س) (اِ.) = استاغ:
۱- کره اسب که هنوز بر پشتش زین نگذاشته باشند.
۲- اسب نازاینده.
۳- زن نازا، عقیم.