اسم

سالگرد

(گَ) (اِمر.) زمانی از سال که یک یا چند سال از واقعه‌ای گذشته باشد.

    سالن

    (لُ) [ فر. ] (اِ.) تالار، محوطه‌ای برای اجتماع افراد زیاد.

      سالنامه

      (مِ یا مَ) (اِمر.)
      ۱- تقویم.
      ۲- دفتری که وقایع سال در آن ثبت شود و هر سال منتشر شود.
      ۳- سالنما.

        سالو

        (اِ.) جامه سفید و تنگ که از آن دستار و لباس زنانه درست می‌کردند.

          سام

          [ ع. ] (اِ.) خیزران (واحد آن سامه).

            ساماخچه

            (چَ یا چِ) (اِ.) = ساماکچه. شاماخچه. شاماکچه. سماخچه. سماچه: سینه بند زنان.

              سالب

              (لِ) [ ع. ] (اِفا.)۱ – سلب کننده.
              ۲- رباینده.
              ۳- برهنه کننده. ج. سلاب.

                Scroll to Top