اسم

سامک

(مِ) [ ع. ] (ص.) مرتفع. (?(سامکات (مِ) [ ع. ] (اِ.)دو ستاره سماک رامح و سماک اعزل در صورت‌های فلکی عوّا و سُنبله.

    سامه

    (مَّ) [ ع. سامه ] (اِ.) خاصه، خاص ؛ مق. عامه.

      سامه

      (مِ) (اِ.)
      ۱- پیمان، عهد.
      ۲- سوگند.
      ۳- قرض، دین.
      ۴- پناه، پناهگاه.

        سان

        ۱ – (اِ.) طرز، روش.
        ۲- قاعده، قانون.
        ۳- رسم، عادت.
        ۴- پسوند شباهت: دیوسان.
        ۵- در اصطلاح ارتش بازدید سپاهیان از طرف فرمانده‌است به این طریق که فرمانده از برابر صف سربازان که به طور منظم ایستاده‌اند عبور می‌کند.

          سالن

          (لُ) [ فر. ] (اِ.) تالار، محوطه‌ای برای اجتماع افراد زیاد.

            سالنامه

            (مِ یا مَ) (اِمر.)
            ۱- تقویم.
            ۲- دفتری که وقایع سال در آن ثبت شود و هر سال منتشر شود.
            ۳- سالنما.

              سالو

              (اِ.) جامه سفید و تنگ که از آن دستار و لباس زنانه درست می‌کردند.

                Scroll to Top