اسم

ساعد

(عِ) [ ع. ]
۱- (اِ.) از آرنج تا مچ دست.
۲- (اِفا.) یاری دهنده.

    ساعده

    (عِ دَ یا دِ) [ ع. ساعده ] (اِ.)
    ۱- شیر بیشه.
    ۲- بازوی چرخ چاه.
    ۳- مجرای آب به سوی نهر یا دریا؛ سواعد.

      ساعی

      [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- کوشا، سعی کننده.
      ۲- شتابنده.
      ۳- سخن چین.

        ساغر

        (غَ) (اِ.) پیاله شرابخواری، جام.

          ساغری

          (~.) [ تر. ] (اِ.)
          ۱- پوست دباغی شده اسب یا خر.
          ۲- پوست کفل اسب یا خر.
          ۳- نوعی کفش که طُلاُب پوشند.

            سافر

            (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- سفرکننده. ج. سفره، سفار.
            ۲- رسول، سفیر.
            ۳- کاتب. ج. سفره.
            ۴- زن گشاده روی. ج. سوافر.
            ۵- اسب کم گوشت.
            ۶- فرشته‌ای که اعمال بندگان را نگاه می‌دارد.

              سازدهنی

              (دَ هَ) (اِمر.) ساز بادی زبانه دار کوچکی به شکل مستطیل که به وسیله دم و بازدم نواخته می‌شود.

                سازش

                (زِ) (اِمص.)
                ۱- توافق، سازگاری.
                ۲- صلح.
                ۳- خوش رفتاری.

                  Scroll to Top