اسم

ساطور

[ ع. ] (اِ.) ابزاری آهنی و پهن و دسته – دار شبیه کارد.

    ساعت

    (عَ) [ ع. ساعه ] (اِ.)
    ۱- واحدی برای زمان برابر با یک بیست و چهارم شبانه روز.
    ۲- هنگام، زمان.
    ۳- زمان اندک.
    ۴- رستاخیز، روز قیامت.

      ساعد

      (عِ) [ ع. ]
      ۱- (اِ.) از آرنج تا مچ دست.
      ۲- (اِفا.) یاری دهنده.

        ساعده

        (عِ دَ یا دِ) [ ع. ساعده ] (اِ.)
        ۱- شیر بیشه.
        ۲- بازوی چرخ چاه.
        ۳- مجرای آب به سوی نهر یا دریا؛ سواعد.

          ساعی

          [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- کوشا، سعی کننده.
          ۲- شتابنده.
          ۳- سخن چین.

            ساغر

            (غَ) (اِ.) پیاله شرابخواری، جام.

              سازو

              (زُ)(اِ.)لیف خرما، ریسمانی که از الیاف خرما بافته شود، ریسمان علفی و محکم.

                Scroll to Top