اسم

ساخارین

[ فر. ] (اِ.) گرد بسیار سفید و شیرینی است که در آب به دشواری و در الکل به خوبی حل گردد و مصرف طبی دارد.

    ساخت

    ۱ – (مص مر.) ساختن، صنعت.
    ۲- (اِ مص.) آمادگی.
    ۳- (اِ.) ساز، سامان.
    ۴- ساز و برگ اسب.
    ۵- ساختار.

      ساختار

      (اِمر.)
      ۱- چگونگی ساختمان چیزی.
      ۲- ترتیب اجزا و بخش‌های یک جسم.

        ساختمان

        (تِ)
        ۱- (اِمص.) بنا کردن.
        ۲- (اِ.) بنا، عمارت، معماری.
        ۳- نهاد، سرشت.

          ساخره

          (خِ رِ یا رَ) [ ع. ساخره ] (اِفا.)
          ۱- مؤنث ساخر.
          ۲- کشتی باد موافق یافته: ج. سواخر.

            ساجور

            [ ع. ] (اِ.) تکه چوب که با ریسمان به گردن سگ بندند، قلاده سگ. ج. سواجیر.

              ساچمه

              (مَ یا مِ) [ تر. ] = صاچمه: (اِ.) گلوله‌ای ریز سربی مخصوص تفنگ‌های شکاری.

                Scroll to Top