اسم

ساباط

[ ع. ] (اِ.) سایبان، دالان سر پوشیده.

    سابح

    (بِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- شناکننده، شناور.
    ۲- تندرونده، تندرو. ج. سابحات

      سابحه

      (بِ حَ یا حِ) [ ع. سابحه ] (اِفا.) مؤنث سابح ؛
      ۱- شناور، شناکننده،
      ۲- کشتی،
      ۳- ستاره ؛ ج. سابحات، سوابح.

        ژیگلور

        (لُ) [ فر. ] (اِ.) لوله‌ای است فلزی که دهانه آن به وسیله پیچی بسته می‌شود. این پیچ دارای سوراخی است که به طور دقیق محاسبه شده و مقدار معینی بنزین را وارد کاربوراتور می‌کند.

          ژیگو

          (گُ) [ فر. ] (اِ.) خوراکی شامل گوشت بی استخوان (معمولاً) گوساله که با چاشنی و ادویه پخته می‌شوند.

            ژیگولت

            (گُ لِ) (اِ.) مؤنث ژیگولو؛ دختری که همواره در مجالس لهو و لعب و رقص حضور یابد و وقت خود را به بطالت گذراند.

              ژیلت

              (لِ) [ فر. ] (اِ.) نام تجارتی خودتراش.

                ژیله

                (لِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی لباس بدون آستین جلو بسته شبیه بلوز.

                  Scroll to Top