سا
(اِ.) نک ساو.
(بِ حَ یا حِ) [ ع. سابحه ] (اِفا.) مؤنث سابح ؛
۱- شناور، شناکننده،
۲- کشتی،
۳- ستاره ؛ ج. سابحات، سوابح.
(لُ) [ فر. ] (اِ.) لولهای است فلزی که دهانه آن به وسیله پیچی بسته میشود. این پیچ دارای سوراخی است که به طور دقیق محاسبه شده و مقدار معینی بنزین را وارد کاربوراتور میکند.
(گُ) [ فر. ] (اِ.) خوراکی شامل گوشت بی استخوان (معمولاً) گوساله که با چاشنی و ادویه پخته میشوند.
(گُ لِ) (اِ.) مؤنث ژیگولو؛ دختری که همواره در مجالس لهو و لعب و رقص حضور یابد و وقت خود را به بطالت گذراند.