اسم

زیف

(زَ) (اِ.) گناه، بزه، بی ادبی.

    زیگزاک

    [ فر. ] (اِ.)
    ۱- نوعی دوخت دندانه دار شبیه به هفت و هشت‌های به هم پیوسته.
    ۲- مسیر یا امتدادی به صورت هفت و هشت.

      زیمله

      (زَ یْ مَ) (اِ.) کجاوه مانندی که برای حمل بار بر پشت الاغ می‌بستند.

        زین

        (زَ یا زِ یْ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) آراستن.
        ۲- (اِمص.) نیکویی.

          زین

          [ په. ] (اِ.) نشیمنی ساخته شده از چرم و چوب که به هنگام سواری بر پشت اسب می‌نهند.

            زیرنویس

            (نِ) (اِمر.) توضیحی که درباره موضوعی از متن در زیر صفحه متن داده می‌شود.

              Scroll to Top