اسم

زورقی

(~.) [ ع – فا. ] (اِ.)نوعی از کلاه قلندران که شبیه به زورق است.

    زور

    (زَ یا زُ) (اِ.) (زردشتی) آبی است که به دست یکی از موبدان، پاک و مقدس شده، خوردنی مایع و آبکی ؛ مق. می‌زد.

      زوال

      (زَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) نیست شدن، از بین رفتن.
      ۲- متمایل شدن آفتاب از وسط آسمان به سوی مغرب.
      ۳- (اِمص.) نقصان.
      ۴- ناپایداری.
      ۵- نیستی.
      ۶- خرابی.
      ۷- (اِ.) آفت، بلا.

        زواله

        (زَ لِ) (اِ.) گلوله خمیر که به مقدار یک قرص نان ساخته باشند.

          زواه

          (زِ) (اِ.) غذایی که برای زندانیان و اسیران درست کنند.

            Scroll to Top