(زَ لِ) (اِ.) گلوله خمیر که به مقدار یک قرص نان ساخته باشند.
(زَ) (اِ.) زبان.
(زَ نِ) (اِ.) زبانه.
(زِ) (اِ.) غذایی که برای زندانیان و اسیران درست کنند.
(زَ) [ ع. ] (اِ.) جِ زاویه ؛ گوشهها.
(زَ یِ) [ ع. زوائد ] (اِ.) جِ زایده.
(زُ بَ) [ ع. ] (اِ.) شیطان، ابلیس.
(اِ.) نیزه کوچک.
(زُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- شوهر. ۲- عددی که بر ۲ بخش پذیر باشد.
(زِ هَ یا هِ) (اِمص.) به دست آوردن نتیجه از درآمیختن نر و ماده ؛ نتاج، تخم گیری.