اسم

زندیق

(زِ) [ معر. ] (اِ.)
۱- کافر، بی دین.
۲- به پیروان «مانی» گفته‌اند.

    زنقه

    (زَ نَ قَ یا قِ) [ ع. زنقه ] (اِ.) کوچه تنگ و باریک.

      زنگ

      (زَ) [ په. ] (اِ.) آلتی فلزی که به گردن چهارپایان آویزان کنند.

        زنگ

        (~.) (اِ.)
        ۱- اکسید آهن، ماده‌ای سبز رنگ که در اثر ترکیب اکسیژن و آهن بوجود می‌آید.
        ۲- پرتو ماه و آفتاب.
        ۳- زنگی، سیاه پوست.
        ۴- کنایه از: غم، اندوه، شب، تیرگی.

          زنگ تفریح

          (زَ گِ تَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) فاصله کوتاه پس از پایان یک جلسه درس که به شاگردان امکان می‌دهد از کلاس بیرون بروند و به بازی یا استراحت پردازند.

            زند

            (زَ) (اِ.)
            ۱- تفسیر، شرح.
            ۲- تفسیر اوستا.

              زندان

              (زِ) [ په. ] (اِ.) جایی برای نگهداری گناهکاران.

                زنجه

                (زَ جِ) (اِ.)
                ۱- مویه، ناله.
                ۲- درد شکم.

                  Scroll to Top