زنجیربان
(~.) (ص مر.) (اِمر.) زندانبان.
(زَ رِ) (اِ.)
۱- رشته، هر چیز شبیه به زنجیر.
۲- چرخه ؛ مجموع فرایندهای مرتبط با هم.
۳- شیارهای لبه سکه.
(~.) (اِ.)
۱- آهنی که بر سنگ زنند و از آن آتش بجهد، چخماخ.
۲- چوب آتش زنه که آن ر ا بر چوب دیگر سایند تا آتش بوجود بیاید. چوب بالایین را «زند» و چوب زیرین را «پازند» نامند.