اسم

زاولانه

(ز وú نَ) (اِ.) بندی آهنی که با آن دست و پای گناهکاران یا چهارپایان را می‌بستند.

    زاووش

    (اِ.) سیاره مشتری، پنجمین سیاره منظومه شمسی.

      زاویه

      (یِ) [ ع. زاویه ]
      ۱- (اِ.) کنج، گوشه.
      ۲- کرانه.
      ۳- خانه.
      ۴- خلوتخانه‌ای در خانقاه مخصوص عبادتِ زاهدان.
      ۵- در ریاضی شکلی که از تقاطع دو خط یا دو سطح پدید آید، گوشه باز (فره).
      ۶- گونیا.
      ۷- جامه و پلاس و باروبنه درویشان.

        زایجه

        (یِ جِ) (اِ.)
        ۱- لوحه‌ای مربع یا گِرد که جای سیارات و بروج دوازده گانه روی آن نقش شده و از آن برای احکام نجومی یا بدست آوردن حکم طالع استفاده می‌کردند.
        ۲- شکلی است دارای ۱۲۳ خانه که از آن حالت ماه و سال و مولود استخراج می‌شود.

          زایچه

          (چَ) (اِ.) ورقه‌ای که هنگام تولد کودک نوشته شود و اداره آمار طبق آن شناسنامه صادر می‌کند.

            زاو

            (اِ.)
            ۱- شکاف، رخنه.
            ۲- دره کوه.

              Scroll to Top