اسم

زاهق

(هِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- رونده.
۲- نیست شونده.
۳- باطل، بیهوده.

    زاکی

    [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- پاکیزه و نیکو.
    ۲- کسی که در رفاه و نعمت به سر برد.
    ۳- نمو کننده.

      زالزالک

      (لْ لَ) (اِ.) = گیاکل. کویچ. عوسج: درخت کوچکی است از تیره گل سرخیان، دارای شاخه‌های خاردار و گل‌های سفید و میوه‌های زرد و نارنجی شبیه ازگیل اما کوچک تر.

        زالو

        (اِ.) جانوری است آبزی از رده کرم‌های حلقوی که در دو سر بدن دارای بادکش‌هایی است که به وسیله آن‌ها خود را به حیوانات می‌چسباند و خون آنان را می‌مکد.

          زاماسکه

          (کِ) [ روس. ] (اِ.) ماده‌ای که قبل از رنگ کاری در، پنجره، میز و غیره ترتیب دهند تا به وسیله آن ناهمواری آن شی ء را برطرف کنند و سپس آن را رنگ نمایند. این ماده در نگه داری شیشه‌های عمارت و الصاق آن‌ها ب ه پنجره نیز به کار می‌رود. زامبوسکه و زاموسقه نیز گویند.

            پیمایش به بالا