اسم

رویه

(یِ) (اِ.)
۱- روی، صورت.
۲- شکل، هیئت.
۳- نما، طرفِ بیرون هر چیزی.
۴- سطح.

    رؤساء

    (رُ ؤَ) (اِ.) جِ رییس، سران، بزرگان، مهتران.

      رؤیا

      (رُ) [ ع. ] (اِ.) آن چه انسان در خواب بیند.

        رؤیت

        (رُ یَ) [ ع. رؤیه ]
        ۱- (مص م.) دیدن.
        ۲- (اِمص.) دیدار، دید.
        ۳- (اِ.) چهره. رئالیسم (رِ) [ فر. ] (اِمر.) واقع بینی، حقیقت – جویی، نمایاندن مناظر زندگی بی کم و زیاد و دخل و تصرف.

          ری

          (رَ یا رِ) (اِ.) واحدی برای وزن برابر با چهار مَن تبریز: دوازده کیلو.

            ری

            (رِ) (اِ.) افزونی، برکت.

              رویت

              (رَ یَّ) [ ع. رویه ] (اِ.)
              ۱- اندیشه در امور، فکر، تأمل.
              ۲- با تفکر و تأمل شعری گفتن. مق. بداهت.

                رویخی

                (یَ) (اِمر.)لرزانک ؛ نوعی دسر ساخته شده از نشاسته و شکر.

                  Scroll to Top