(رَ وِ یِّ) [ ع. رویه ] (اِ.) اندیشه، فکر.
(یِ) (اِ.) ۱- روی، صورت. ۲- شکل، هیئت. ۳- نما، طرفِ بیرون هر چیزی. ۴- سطح.
(~.) (اِ.) روش.
(خُ) (اِمر.) ۱- کوس. ۲- نوعی شیپور بزرگ و خمیده.
(اِ.) رو.
[ په. ] (اِ.) فلزی خاکستری رنگ که از آن در ساختن ظروف استفاده میکنند.
(رَ وِ یّ) [ ع. ] (اِ.) آخرین حرف اصلی قافیه.
(رُ) [ ع. رؤیا ] (اِ.) آن چه انسان در خواب بیند.
۱ – (ص فا.) روینده. ۲- (اِ.) جنین.
(نِ وِ) (اِمر.) کپی، نوشتهای که از روی نوشته دیگر بنویسند.