اسم

رم

(~.) (اِ.) گله چارپایان، رمه.

    رم

    (رِ) (اِ.) مخففِ ریم، چرک.

      رکیه

      (رَ یِّ یا یَ) [ ع. رکیه ] (اِ.) چاه، بئر؛ ج. رکایا، رکی.

        رگ

        (رَ) (اِ.)
        ۱- مجرای خون در بدن.
        ۲- نژاد، اصل.
        ۳- غیرت. ؛ ~ خواب نقطه ضعف. ؛~ خواب کسی را به دست آوردن کنایه از: نقطه ضعف کسی را شناختن و از آن استفاده کردن.

          رکعت

          (رَ عَ) [ ع. رکعه ] (اِ.) مجموع حالت نمازگزار از قیام (ایستادن)، رکوع (پشت خم کردن)، سجده (پیشانی بر زمین نهادن)، توأم با قرائت (در دو رکعت اول) یا تسبیح (در رکعت سوم به بعد) و اذکار مربوط، هر قیام از نماز که در آن رکوع باشد.

            پیمایش به بالا