رم
(رِ) (اِ.) مخففِ ریم، چرک.
(رِ مّ) [ ع. ]
۱- (اِ.) آب آورد.
۲- کاه ریزههایی که بر زمین قرار گیرد.
۳- مغز استخوان.
۴- (اِمص.) تری، نمی.
(رَ عَ) [ ع. رکعه ] (اِ.) مجموع حالت نمازگزار از قیام (ایستادن)، رکوع (پشت خم کردن)، سجده (پیشانی بر زمین نهادن)، توأم با قرائت (در دو رکعت اول) یا تسبیح (در رکعت سوم به بعد) و اذکار مربوط، هر قیام از نماز که در آن رکوع باشد.
(رُ کْ) [ ع. ]
۱- (اِ.) پایه، ستون.
۲- جزو بزرگتر و قوی تر از هر چیز.
۳- حجرالاسود؛ سنگی که به دیوار کعبه نصب است و حاجیان آن را هنگام طواف لمس میکنند. ج. ارکان.