رقت
(رِ قَّ) [ ع. رقه ] (اِمص.)
۱- نازکی.
۲- نرمی و لطافت.
۳- مهربانی.
۴- آبکی بودن.
(رَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)جنبیدن.
۲- حرکاتی موزون همراه آهنگ موسیقی اجرا کردن ؛ پای کوفتن.
۳- (اِمص.) پایکوبی. ؛ خوش ~ی خوش خدمتی تا حد شتابزدگی چاپلوسانه.
(رُ عِ یا عَ) [ ع. رقعه ] (اِ.)
۱- تکه، قطعه.
۲- پینه که به جامه دوزند، وصله.
۳- قطعه کاغذی که روی آن نویسند.
۴- نامه، مکتوب. ج. رقاع و رُقع.
(رِ لِ) [ انگ. ] (اِ.) فعالیتی خودکار یا غیرارادی که از طریق مدارهای عصبی نسبتاً ساده روی دهد، بی آن که لزوماً شعور در آن دخالت داشته باشد، بازتاب. (فره).