اسم

رفاق

(رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رفقه. یاران، همراهان.

    رفاقت

    (رِ قَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) دوستی کردن، همراهی کردن.
    ۲- (اِمص.) همراهی، یاری.

      رفد

      (رَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) عطا کردن، بخشش کردن،
      ۲- یاری کردن، کمک کردن.
      ۳- (اِمص.) بخشش،
      ۴- یاری.

        رفراندوم

        (رِ دُ) [ فر. ] (اِ.) همه پرسی، رأی گیری از عموم مردم برای انجام کاری.

          رفرف

          (رَ رَ) [ ع. ] (اِ.) فرش، گستردنی.

            رفرم

            (رِ فُ) [ فر. ] (اِ.) تغییر، اصلاح.

              پیمایش به بالا