رش
(رَ) [ په. ] (اِخ.) نام روز هجدهم از هر ماه شمسی.
(رَ شْ) (اِ.)
۱- آن چه که از جایی فرو میریزد، آوار.
۲- خاکروبه، گرد و غبار.
۳- مرکز استان گیلان.
(رِ تِ) (ص مف.)
۱- تافته تابیده شده.
۲- (اِ.) ریسمان.
۳- تار، نخ.
۴- فرقه، سلسله. ؛ ~ها را پنبه کردن کنایه از: نتیجه و حاصل کاری را از میان بردن.