اسم

رشد

(رُ شْ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به راه راست رفتن، هدایت شدن.
۲- بالیدن، نمو کردن.
۳- (اِمص.) نمو، ترقی.

    رشد

    (رَ شَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) هدایت داشتن، به راه راست شدن.
    ۲- (اِمص.) هدایت. مق. گمراهی، ضلال.

      رشق

      (رَ شْ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) تیرانداختن.
      ۲- (اِمص.)تیراندازی کردن.
      ۳- (اِ.)آواز کلک.

        رشاء

        (رِ) [ ع. ] (اِ.) ریسمان. ج. ارشیه.

          رشاد

          (رَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) از گمراهی درآمدن، به راه راست رفتن.
          ۲- (اِمص.) راستی، رستگاری.

            رشاش

            (رَ) [ ع. ] (اِ.) آن چه از خون و اشک و آب و غیره بچکد.

              رشت

              (رَ شْ) (اِ.)
              ۱- آن چه که از جایی فرو می‌ریزد، آوار.
              ۲- خاکروبه، گرد و غبار.
              ۳- مرکز استان گیلان.

                رشت

                (رُ شْ) (اِ.) روشنایی، فروغ.

                  Scroll to Top