اسم

ربا

(رِ) [ ع. ] (اِ.) پولی که بستانکار از بدهکار بابت منافعِ پول خود می‌گیرد.

    رباب

    (رَ یا رُ) [ ع. ] (اِ.) از آلات موسیقی زهی، مانند طنبور که با دست یا آرشه نواخته می‌شود.

      رباط

      (رِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- رشته، پیوند.
      ۲- نسج غضروفی و لیفی شکل که سبب ارتباط انساج مختلف و استحکام آن‌ها در جای خود می‌شوند.
      ۳- گروه اسبان.
      ۴- گروه سواران.
      ۵- جایی که در کنار جاده جهت استفاده کاروانیان سازند، کاروان سرا. ج. رباطات.

        رأس السرطان

        (~ُ لْ سَ رَ) [ ع. ] (اِمر.) بخشی از منطقه البروج به محاذات اول برج سرطان. ورود خورشید به این منطقه، اول تابستان است.

          پیمایش به بالا