اسم

نکهت

(نَ یا نُ هَ) [ ع. نکهه ] (اِ.)
۱- بوی خوش.
۲- بوی دهان.

    نکیر

    (نَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- انکار.
    ۲- نکیر و منکر، دو فرشته‌ای که پس از مرگ انسان درباره اعمالش از او پرسش می‌کنند.

      نکاب

      (نِ) = نکاب. نکاف: (اِ.) دستکش پوستی که میرشکاران بر دست کنند تا بتوانند باز و شاهین و جز آن‌ها را در دست گیرند، بهله.

        نکاف

        (نُ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- آماس بناگوش.
        ۲- آماسی است در بن زنخ شتر.
        ۳- بیماری ای است در حلق شتر.

          نکال

          (نَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – عقوبت، عذاب.
          ۲- اشتهار به فضیحت و رسوایی.

            نکایت

            (نَ یَ) [ ع. نکایه ] (اِ.)جراحت، آزردگی.

              نکبت

              (نَ یا نِ بَ) [ ع. نکبه ] (اِ.) خواری، فلاکت، بدبختی.

                Scroll to Top