اسم

رازک

(زَ) (اِ.) گیاهی است از تیره گزنه‌ها از دسته شاهدانه‌ها. نباتی است دو پایه و بالارونده و پیچنده. بوی گل‌هایش معطر و مطبوع و شبیه بوی سنبل الطیب و طعم آن‌ها تلخ و بااحساس سوزش و گرما همراه است. حشیشه الدینار، جنجل و همل نیز نامیده می‌شود.

    رازیانه

    (نِ) (اِ.) بادیان، والان ؛ گیاهی است خوشبو با دانه‌های ریز که برای نفخ مفید است.

      راژ

      (اِ.) توده غله پاک شده و از کاه برآمده.

        راسب

        (س) [ ع. ]
        ۱- (اِفا.) ته نشین شونده، ته نشین گردیده.
        ۲- (اِ.) درد که در ته ظرف ماند.
        ۳- ماده دارویی که در ته لوله آزمایش یا ته بالن و دیگر ظروف آزمایشگاهی ته نشین شود.
        ۴- گل و لای و دیگر مواد مخلوط با آب که در بستر رودخانه‌ها و کف دریاچه‌ها و دریاها رسوب کند.

          راست

          [ په. ]
          ۱- (ص.) بی انحراف، مستقیم.
          ۲- سالم، بی عیب.
          ۳- صواب، درست.
          ۴- (ق.) درست، دقیقاً.
          ۵- (اِ.)مقابل چپ.
          ۶- (اِ.) اصطلاحی است سیاسی که به افراد محافظه کار مخالف با هرگونه دگرگونی و تحولات انقلابی اطلاق می‌شود این اصطلاح ب رگرفته از انقلاب فرانسه‌است که در مجمع ملی آن محافظه کارها در سمت راست مجلس می‌نشستند. ؛~ و ریس آماده و فراهم.

            راست

            پنجگاه (پَ)(اِمر.)یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است و آن از لحاظ مقام با ماهور اختلافی ندارد. معمولاً راست پنجگاه را در تار در مایه «وفا» و در ویولن در مایه «سل» یا «لا» می‌نوازند.

              راست روده

              (دِ) (اِمر.) قسمت انتهایی روده بزرگ که به مخرج ختم می‌شود، روده مستقیم، رکتوم.

                راستا

                (اِ.)
                ۱- راستی.
                ۲- راست، جانب راست.
                ۳- امتداد.

                  راستاحسینی

                  (حُ س) [ فا – ع. ] (ص مر.)
                  ۱- (عا.) راست و درست، ساده و بی ریا.
                  ۲- (اِمر.) مقامی است در موسیقی.

                    راز

                    [ معر. ] (اِ.)
                    ۱- یکی از آلات بنایان ج. رازه.
                    ۲- گلکار، طیان.

                      Scroll to Top