اسم

راحله

(حِ لِ) [ ع. راحله ] (اِ.) مَرúکب، چهارپای بارکش.

    رادار

    [ فر. ] (اِ.)
    ۱- سیستمی که در آن از باریکه‌های امواج الکترومغناطیسی با بسامدهای رادیویی بازتابیده از سطح اشیا برای آشکارسازی آن‌ها استفاده شود (فره).
    ۲- مجازاً به معنی جاسوس، خبرچین.

      راتع

      (تِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- چراکننده، چرنده.
      ۲- کسی که در نعمت و آسایش باشد.

        راتق

        (تِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- کسی که پارگی را درست کند.
        ۲- عالِم به انجام کار.

          راجز

          (جِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- آنکه شعری از بحر رجز بخواند.
          ۲- کسی که رجز خواند، ارجوزه خوان.

            Scroll to Top