(جِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که پیاده راه رود، پیاده.
(جِ) (اِ.) عنوانی برای حاکم یا فرمانروا در هندوستان.
[ ع. ] (اِ.) ۱- شادمانی. ۲- باده، شراب.
(حَ تُ لْ حُ) [ ع. ] (اِمر.) نوعی شیرینی که از نشاسته و شکر تهیه کنند.
(حَ) [ ع. راحه ] (اِمص.)آسودگی، آسایش.
(~.) (اِمر.) فرمانی که نشانه پایان یافتن یا تعطیل کوتاه مدت تمرین نظامی است.
(بِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- پیوند دهنده.۲ – واسطه میان دو تن.
(بِ طِ) [ ع. رابطه ] (اِ.) پیوند، بستگی.
(پُ) [ فر. ] (اِ.) گزارش، سخن چینی.
(~.) [ فر – تر. ] (اِفا.) ۱- گزارش گر. ۲- خبرچین، جاسوس.