اسم

ذوق

(ذُ) [ ع. ]
۱- (مص م.) چشیدن.
۲- (اِمص.) چشایی.
۳- در فارسی نشاط، بشاشت، خوشی.
۴- علاقه و استعداد برای یادگیری.
۵- لذت.
۶- اولین مرحله از مراحل شهود. ؛~ کسی را کور کردن او را دلسرد و بی علاقه کردن. ؛تو ~ زدن الف – ناخوشایند بودن. ب – تولید نفرت کردن. ج – حال کسی را گرفتن. ؛~ و شوق علاقه و اشتیاق فراوان.

    ذوقیات

    (~.) [ ع. ] کارهای ذوقی، فعالیت -‌هایی که باعث ارضای روحی یا سرگرمی می‌شود.

      ذوحیاتین

      (حَ تَ) [ ع. ] (اِ. ص.) صاحب دو زندگانی، دوزیستان. در اصطلاح جانور – ش ناسی جانورانی که ابتدا در آب زندگی می‌کنند و هنگامی که نموشان کامل شد از آب خارج می‌شوند و در خشکی ادامه حیات می‌دهند، مانند: غورباقه.

        ذوزنقه

        (زَ نَ قِ) [ ع. ذوزنقه ] (اِ.) شکلی است چهارضلعی که فقط دو ضلع آن با هم موازی هستند.

          ذوالفقار

          (~. فَ) [ ع. ] (اِ.)نام شمشیر منبه بن حجاج (عاص بن منبه) که به روز بدر کشته شد و آن شمشیر را رسول اکرم (ص) برای خویش گزید و سپس آن را در غزوه احد به علی (ع) عطا فرمود. گفته‌اند که چون بر پشت ذوالفقار خراش‌های پست و هموار بود، آن را بدین نام خواندند.

            پیمایش به بالا