ذره
(ذَ رِّ) [ ع. ذره ] (اِ.)
۱- مورچه.
۲- هر چیز بسیار ریز، هر یک از اجسام بسیار ریز که درهوا هنگام تابش نور دیده میشود.
۳- مقیاسی است معادل یک صدم جو. ج. ذر. ذرات.
(ذَ رِّ) [ ع. ذره ] (اِ.)
۱- مورچه.
۲- هر چیز بسیار ریز، هر یک از اجسام بسیار ریز که درهوا هنگام تابش نور دیده میشود.
۳- مقیاسی است معادل یک صدم جو. ج. ذر. ذرات.
(~.) [ ع – فا. ] (اِ.) عدسی شیشهای یا بلوری، که دو سطح آن محدب است و چیزهای ریز را بزرگ نشان دهد.
(ذَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- داروی خشک، سوده یا کوفته شده، پراکندنی یا پاشیدنی در زخم و جراحات. ج. ذرورات.
۲- نوعی بوی خوش، عطر. ج. اذره.
(ذَ رَ یا رِ) [ ع. ذریره ] (اِ.)
۱- داروی خشک، ذرور.
۲- نوعی بوی خوش، عطر.
۳- گل شیپوری ایتالیایی.