اسم

ذریره

(ذَ رَ یا رِ) [ ع. ذریره ] (اِ.)
۱- داروی خشک، ذرور.
۲- نوعی بوی خوش، عطر.
۳- گل شیپوری ایتالیایی.

    ذر

    (ذَ رّ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- مورچه.
    ۲- غبار پراکنده در هوا.

      ذریعه

      (ذَ عِ) [ ع. ذریعه ] (اِ.) وسیله، واسطه، دست آویز. ج. ذرایع.

        ذراری

        (ذَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ذریه.
        ۱- فرزندان، اولاد.
        ۲- زنان.

          ذراریح

          (ذَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ذراح و ذروح ؛ نوعی حشره بالدار به رنگ آبی یا سبز. این حشره دارای دو شاخک و شش دست و پا و مفاصل متعدد است و سم شدیدی دارد؛ آله کلو.

            ذراع

            (ذِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- بازو.
            ۲- آرنج.
            ۳- واحدی برای طول، از نوک انگشتان تا آرنج.

              ذباله

              (ذُ لَ) [ ع. ذباله ] (اِ.) فتیله شمع یا چراغ.

                ذبایح

                (ذَ یِ) [ ع. زبائح ] (اِ.) جِ ذبیحه ؛ سر بریده‌ها، بسمل کرده‌ها.

                  Scroll to Top