اسم

نقیبت

(نَ بَ) [ ع. نقیبه ]
۱- (اِ.) نفس.
۲- عقل، خرد.
۳- طبیعت، سرشت.
۴- (اِمص.) نفاذرای.

    نقیصه

    (نَ ص) [ ع. نقیصه ] (اِ.) عیب، کاستی. ج. نقایص.

      نقیضه

      (نَ ض) [ ع. نقیضه ] (اِ.) مؤنث نقیض. ج. نقائض.

        نقیع

        (نَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- چاه بسیار آب.
        ۲- آب ایستاده.
        ۳- آب سرد و گوارا.
        ۴- آب میوه خشک که آن را خیسانیده باشند.
        ۵- شیر خالص.
        ۶- ماست.
        ۷- بانگ و فریاد.
        ۸- شرابی که از مویز سازند.

          نک

          (نُ) (اِ.) منقار مرغ، نوک.

            نقل

            (نُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- مزه شراب، آن چه به عنوان مزه همراه شراب می‌خورند.
            ۲- نوعی شیرینی کمی کوچک تر از فندق که از شکر و دانه‌های معطر درست کنند. ؛ ~ و نبات تقسیم نکردن عبارتی دال بر این که مناقشه جدی است و نباید انتظار نرمی و مهربانی داشت.

              نقرس

              (نِ رِ) [ ع. ] (اِ.) مرضی است مزمن و غالباً ارثی که به شکل التهاب مفصل شست پا به طور ناگهانی بروز می‌کند؛ داءالملوک.

                نقره

                (نُ رِ) (اِ.) فلزی است سفید رنگ و چکش خور که از معدن به دست می‌آید.

                  نقش

                  (نَ) [ ع. ]
                  ۱- (مص م.) شکل کسی یا چیزی را کشیدن.
                  ۲- (اِ.) صورت، شکل، تصویر.
                  ۳- مسئولیتی که هنرپیشه یا بازیگر در صحنه نمایش به عهده دارد.
                  ۴- نام یکی از انواع تصنیف‌ها در گذشته.

                    Scroll to Top