اسم

نقص

(نَ) [ ع. ] (اِ.) کمی، عیب، کاستی.

    نقصان

    (نُ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) کاسته شدن، کم شدن.
    ۲- (اِ.) عیب، نقص.

      نقطه

      (نُ ط) [ ع. نقطه ] (اِ.)
      ۱- علامتی ریز و گرد و چهارگوش که در زیر یا روی بعضی از حروف الفبا می‌گذارند.
      ۲- محل، جا.
      ۳- مرکز.
      ۴- نکته. ج. نقاط. نقط. ؛ ~ی حرکت مبداء حرکت. ؛ ~ ضعف هر یک از معایب شخص.

        نقل

        (نُ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- مزه شراب، آن چه به عنوان مزه همراه شراب می‌خورند.
        ۲- نوعی شیرینی کمی کوچک تر از فندق که از شکر و دانه‌های معطر درست کنند. ؛ ~ و نبات تقسیم نکردن عبارتی دال بر این که مناقشه جدی است و نباید انتظار نرمی و مهربانی داشت.

          نقد

          (نَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره. ؛ ~ ادبی تشخیص معایب و محاسن اثری ادبی.
          ۲- پرداخت بهای کالا در همان هنگام خرید. مق نسیه.
          ۳- (اِ.) سکه فلزی، پول رایج.

            نقده

            (نَ دِ یا دَ) [ ازع. ] (اِ.) گل و بوته‌ای که با نخ مخصوص ابریشمی زری یا نقره‌ای روی پارچه‌های گرانبها می‌انداختند، نوعی رشته فلزی نوار مانند وبسیار باریک از نوع گلابتون و سایر رشته‌های درخشان و زینتی که در یراق بافی و علاقه بندی و غیره به کار می‌رود.

              Scroll to Top