اسم

دیهیم

(دِ) [ یو. ] (اِ.)
۱- تاج، کلاهِ زرنشان.
۲- نوعی از گل آذین مانند آذین خوشه‌ای که گل‌های آن در یک سطح قرار دارد.

    دیو

    [ په. ] (اِ.)
    ۱- موجودی خیالی شبیه به انسان، اما بسیار تنومند و زشت دارای شاخ و دُم.
    ۲- ابلیس، شیطان.

      دیوار

      [ په. ] (اِ.)
      ۱- جداری از سنگ، چوب، آجر و غیره که اطراف خانه، زمین و باغ و غیره به جهت محصور کردن و حفاظت آن بنا می‌کنند.
      ۲- حایل میان دو چیز. ؛ ~ کسی کوتاه بودن کنایه از: زبون و ناتوان بودن. ؛ ~حاشا بلند بودن کنایه از: همه چیز را آسان انکار کردن.

        دیوان

        (اِ.)
        ۱- مجموعه اشعار یک شاعر (به صورت کتاب).
        ۲- وزارتخانه (در قدیم).
        ۳- دفتر محاسبه.
        ۴- دولت.
        ۵- اداره (قدیم).
        ۶- خزانه داری. ؛ ~ سیاه کردن کنایه از: گناه کردن.

          دیگ افزار

          (اَ) (اِمر.) = دیگ اوزار. دیگ ابزار: داروهای خوشبویی که در دیگ خوراک پزی ریزند مانند فلفل، زردچوبه، زیره، قرنفل، دارچین، هل و غیره ؛ توابل.

            دیگ جوش

            (اِمر.) نوعی آش کم بها که فقیران و معمولاً درویشان خانقاه خورند. ؛ ~ هم زدن کنایه از: وقت تلف کردن.

              دیگپایه

              (یَ یا یِ) (اِمر.)
              ۱- سه پایه آهنین که دیگ را روی آن می‌گذارند.
              ۲- نامِ ستاره‌ای است در صورت فلکی چنگ رومی، نسرواقع.

                دیگچه

                (چِ یا چَ) (اِمصغ.) دیگ کوچک. نوعی غذا که از شیر و برنج و گلاب و شکر به عنوان غذای نذری پزند و بین مستمندان تقسیم کنند.

                  دیگدان

                  (اِمر.)۱ – جای گذاشتن دیگ، دیگپایه.
                  ۲- سه پایه.
                  ۳- اجاق، آتشدان.

                    Scroll to Top