اسم

دیمه

(~.) [ ع. دیمه ] (اِ.) بارانی است که همیشه می‌آید در آرامش، بی رعد و برق یا درنگ می‌کند پنج شش روز؛ ج. دیَم، دَیم.

    دیمومت

    (دِ یا دَ مَ) [ ع. دیمومه ]
    ۱- (مص ل.) همیشه بودن، خلود.
    ۲- (اِمص.) همیشگی، دوام.

      دیگ افزار

      (اَ) (اِمر.) = دیگ اوزار. دیگ ابزار: داروهای خوشبویی که در دیگ خوراک پزی ریزند مانند فلفل، زردچوبه، زیره، قرنفل، دارچین، هل و غیره ؛ توابل.

        دیگ جوش

        (اِمر.) نوعی آش کم بها که فقیران و معمولاً درویشان خانقاه خورند. ؛ ~ هم زدن کنایه از: وقت تلف کردن.

          دیگپایه

          (یَ یا یِ) (اِمر.)
          ۱- سه پایه آهنین که دیگ را روی آن می‌گذارند.
          ۲- نامِ ستاره‌ای است در صورت فلکی چنگ رومی، نسرواقع.

            دیگچه

            (چِ یا چَ) (اِمصغ.) دیگ کوچک. نوعی غذا که از شیر و برنج و گلاب و شکر به عنوان غذای نذری پزند و بین مستمندان تقسیم کنند.

              دیسک

              [ فر. ] (اِ.)
              ۱- هر نوع صفحه گرد و تخت آهنین.
              ۲- صفحه‌ای گرد و غضروفی در میان مهره‌ها که جابه جایی آن ایجاد درد می‌کند.
              ۳- نوعی صفحه گرد با وزنی حدود دو کیلوگرم که در ورزش پرتاب دیسک از آن استفاده می‌کنند.
              ۴- حافظه جانبی کامپیوتر برای نگه داری سیستم‌ها و برنامه‌ها یا داده‌ها.

                دیسکت

                (کِ) [ فر. ] (اِ.) صفحه‌ای از جنس پلاستیک با پوششی مغناطیسی برای ذخیره اطلاعات در کامپیوتر.

                  دیفتری

                  (تِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری ای که در گلو پدید آید و حلق و حنجره و قصبه الریه را مبتلا کند.

                    Scroll to Top