اسم

دیگ افزار

(اَ) (اِمر.) = دیگ اوزار. دیگ ابزار: داروهای خوشبویی که در دیگ خوراک پزی ریزند مانند فلفل، زردچوبه، زیره، قرنفل، دارچین، هل و غیره ؛ توابل.

    دیگ جوش

    (اِمر.) نوعی آش کم بها که فقیران و معمولاً درویشان خانقاه خورند. ؛ ~ هم زدن کنایه از: وقت تلف کردن.

      دیگپایه

      (یَ یا یِ) (اِمر.)
      ۱- سه پایه آهنین که دیگ را روی آن می‌گذارند.
      ۲- نامِ ستاره‌ای است در صورت فلکی چنگ رومی، نسرواقع.

        دیگچه

        (چِ یا چَ) (اِمصغ.) دیگ کوچک. نوعی غذا که از شیر و برنج و گلاب و شکر به عنوان غذای نذری پزند و بین مستمندان تقسیم کنند.

          دیگدان

          (اِمر.)۱ – جای گذاشتن دیگ، دیگپایه.
          ۲- سه پایه.
          ۳- اجاق، آتشدان.

            دیلم

            (دِ لَ) (اِ.)
            ۱- دربان، زندانبان.
            ۲- غلام.
            ۳- نام ناحیه و قومی در گیلان.

              دیفتری

              (تِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری ای که در گلو پدید آید و حلق و حنجره و قصبه الریه را مبتلا کند.

                دیفرانسیل

                (یِ) [ فر. ] (اِ.)
                ۱- دستگاهی در اتومبیل که نیروی لازم را به چرخ‌ها منتقل می‌سازد.
                ۲- در ریاضی حاصل ضرب مشتق تابع در نمو متغیر مستقل. (فره).

                  Scroll to Top