اسم

دیکته

(تِ) [ فر. ] (اِ.) مطلبی که کسی بخواند و دیگری بنویسد.

    دیزل

    (زِ) [ آلما. ] (اِ.) دستگاه موتورهای روغنی که به وسیله «دیزل» آلمانی اختراع گردیده و در آن‌ها انواع روغن و نفت را به جای بنزین به کار برند.

      دیزندان

      (زَ) (اِمر.) سه پایه‌ای آهنین که دیگ مسین را بر بالای آن گذارند و طعام پزند.

        دیگ

        [ په. ] (اِ.) ظرفی که در آن غذا پزند. ؛ ~را بار گذاشتن کنایه از: کار را شروع کردن.

          دیزه

          (زِ) (اِ.)
          ۱- رنگ، رنگ سیاه و کبود.
          ۲- اسبی که رنگش سیاه یا خاکستری باشد. دیزج و دیزک هم گفته شده.

            دیزی

            (اِمر.) ظرف سفالین یا سنگی که در آن معمولاً آبگوشت پزند.

              دیس

              (اِ.) رنگ، لون.
              ۲- شبیه، نظیر.

                دیسک

                [ فر. ] (اِ.)
                ۱- هر نوع صفحه گرد و تخت آهنین.
                ۲- صفحه‌ای گرد و غضروفی در میان مهره‌ها که جابه جایی آن ایجاد درد می‌کند.
                ۳- نوعی صفحه گرد با وزنی حدود دو کیلوگرم که در ورزش پرتاب دیسک از آن استفاده می‌کنند.
                ۴- حافظه جانبی کامپیوتر برای نگه داری سیستم‌ها و برنامه‌ها یا داده‌ها.

                  پیمایش به بالا