اسم

دیفتری

(تِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری ای که در گلو پدید آید و حلق و حنجره و قصبه الریه را مبتلا کند.

    دیفرانسیل

    (یِ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- دستگاهی در اتومبیل که نیروی لازم را به چرخ‌ها منتقل می‌سازد.
    ۲- در ریاضی حاصل ضرب مشتق تابع در نمو متغیر مستقل. (فره).

      دیفروغس

      (غِ) [ معر – یو. ] (اِ.) جسمی که پس از ذوب مس و طلا و نقره در ته کوره یا بوته باقی ماند.

        دیکته

        (تِ) [ فر. ] (اِ.) مطلبی که کسی بخواند و دیگری بنویسد.

          دیزل

          (زِ) [ آلما. ] (اِ.) دستگاه موتورهای روغنی که به وسیله «دیزل» آلمانی اختراع گردیده و در آن‌ها انواع روغن و نفت را به جای بنزین به کار برند.

            دیزندان

            (زَ) (اِمر.) سه پایه‌ای آهنین که دیگ مسین را بر بالای آن گذارند و طعام پزند.

              Scroll to Top