اسم

دیفرانسیل

(یِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- دستگاهی در اتومبیل که نیروی لازم را به چرخ‌ها منتقل می‌سازد.
۲- در ریاضی حاصل ضرب مشتق تابع در نمو متغیر مستقل. (فره).

    دیفروغس

    (غِ) [ معر – یو. ] (اِ.) جسمی که پس از ذوب مس و طلا و نقره در ته کوره یا بوته باقی ماند.

      دیکته

      (تِ) [ فر. ] (اِ.) مطلبی که کسی بخواند و دیگری بنویسد.

        دیزل

        (زِ) [ آلما. ] (اِ.) دستگاه موتورهای روغنی که به وسیله «دیزل» آلمانی اختراع گردیده و در آن‌ها انواع روغن و نفت را به جای بنزین به کار برند.

          دیزندان

          (زَ) (اِمر.) سه پایه‌ای آهنین که دیگ مسین را بر بالای آن گذارند و طعام پزند.

            دیگ

            [ په. ] (اِ.) ظرفی که در آن غذا پزند. ؛ ~را بار گذاشتن کنایه از: کار را شروع کردن.

              Scroll to Top