اسم

دولت

(~.) [ ع. ] (اِ.)
۱- حکومت، سلطنت، هیئت وزیران.
۲- سعادت، طالع.
۳- جاه، مکنت.
۴- مدد، کمک.

    دوغ

    (اِ.) ماستی که در آن آب ریخته و به هم زده باشند. ؛ ~ُ دوشاب برای کسی فرق نداشتن کنایه از: خوب و بد را تمیز ندادن.

      دوغاب

      (اِمر.)
      ۱- آب دوغ.
      ۲- هر چیزی که در آن آب ریزند تا همچون دوغ سفید و آبکی شود.
      ۳- آب مخلوط با آهک که با آن دیوارها را رنگ کنند.

        دوغو

        (اِمر.) ته نشستی که پس از گداختن روغن و کره در ته ظرف باقی ماند.

          دوک

          (اِ.) آلتی که با آن نخ ریسند.

            Scroll to Top