اسم

دوغ

(اِ.) ماستی که در آن آب ریخته و به هم زده باشند. ؛ ~ُ دوشاب برای کسی فرق نداشتن کنایه از: خوب و بد را تمیز ندادن.

    دوغاب

    (اِمر.)
    ۱- آب دوغ.
    ۲- هر چیزی که در آن آب ریزند تا همچون دوغ سفید و آبکی شود.
    ۳- آب مخلوط با آهک که با آن دیوارها را رنگ کنند.

      دوغو

      (اِمر.) ته نشستی که پس از گداختن روغن و کره در ته ظرف باقی ماند.

        دوک

        (اِ.) آلتی که با آن نخ ریسند.

          دوک

          [ فر. ] (اِ.) یکی از القاب اشراف اروپا.

            Scroll to Top