اسم

دوغو

(اِمر.) ته نشستی که پس از گداختن روغن و کره در ته ظرف باقی ماند.

    دوک

    (اِ.) آلتی که با آن نخ ریسند.

      دوک

      [ فر. ] (اِ.) یکی از القاب اشراف اروپا.

        دوگانه

        (دُ نِ) (اِ.) دو جام شراب که پیاپی خورند.

          دوگاه

          (دُ) (اِمر.) اولین شعبه از شعب بیست و چهارگانه موسیقی است و آن از اسامی دساتین است که پارسیان نهاده‌اند.

            دوش

            (اِ.) آلتی مشبک مانند سر آب پاش که در گرمابه به شیر آب بندند و در زیر آن شستشو کنند. ؛ ~ گرفتن: حمام کردن.

              دوس

              (دُ یا دَ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) پامال کردن چیزی را.
              ۲- پست کردن.
              ۳- صیقل دادن (شمیشر و جز آن).
              ۴- زدودن.
              ۵- (اِمص.) پستی، خواری.

                دوستکامی

                (اِ.) ظرف بزرگ مسی پایه دار که در آن شراب یا نوشیدنی ریخته در مجالس می‌گذارند.

                  Scroll to Top