اسم

دهشت

(دَ شَ) (اِمص.)۱ – سرگشتگی، حیرت.
۲- تعجب، شگفتی.
۳- اضطراب.
۴- ترس، خوف. («دَهَش» از عربی به معنی سرگشتگی، حیرت، سراسیمگی).

    دهقان

    (دِ) [ معر. ] (اِمر.)
    ۱- صاحب ده.
    ۲- کشاورز.
    ۳- روستایی.
    ۴- حافظ سنن و روایات ایرانی. ج. دهاقنه، دهاقین.

      دهقنت

      (دَ قَ نَ) [ ع. دهقنه ] (اِمص.)۱ – صاحب ده بودن، دهداری.
      ۲- ریاست ده، کدخدایی.

        ده

        (دِ) [ په. ] (اِ.) روستا، آبادی کوچک.

          ده

          (دَ) [ په. ] (اِ.) عدد اصلی پس از نه.

            ده نه

            (دَ نُ) (اِ.)
            ۱- زیور و آرایش زنان.
            ۲- نقصان، کاهش.
            ۳- هر دو چیز که در کیفیت و کمیت به یکدیگر نزدیک باشد.
            ۴- عدد نود (۹۰ = ۹ * ۱۰). تسعین.

              پیمایش به بالا