اسم

ده

(دِ) [ په. ] (اِ.) روستا، آبادی کوچک.

    ده

    (دَ) [ په. ] (اِ.) عدد اصلی پس از نه.

      ده نه

      (دَ نُ) (اِ.)
      ۱- زیور و آرایش زنان.
      ۲- نقصان، کاهش.
      ۳- هر دو چیز که در کیفیت و کمیت به یکدیگر نزدیک باشد.
      ۴- عدد نود (۹۰ = ۹ * ۱۰). تسعین.

        دندنه

        (دَ دَ نِ یا نَ) [ ع. دندنه ]
        ۱- (مص ل.) با خود سخن نرم گفتن.۲ – (اِ.) صدای مگس و زنبور.
        ۳- سخن آهسته و زیر لبی که فهمیده نشود.

          دنده

          (دَ دِ) (اِ.)
          ۱- هر یک از استخوان‌های خمیده قفسه سینه که از پشت به مهره‌ها وصل می‌شود.
          ۲- وسیله‌ای برای حرکت یا تغییر دادن سرعت در اتومبیل. ؛ از ~ چپ بلند شدن کنایه از: سر حال نبودن.

            دنس

            (دَ نِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- چرکین، پلید، ریمناک.
            ۲- زشت خوی، بد خلق ؛ ج. ادناس.

              دنگ

              (دَ یا دِ) (اِ.) دستگاه قالی کوبی.

                پیمایش به بالا