اسم

دکان

(دُ کّ) [ ع. ] (اِ.) مغازه، فروشگاه. ج. دکاکین. ؛درِ ~ کسی تخته شدن کنایه از: بازار کسی بی رونق شدن.

    دکتر

    (دُ تُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- کسی که بالاترین مراحل علمی را طی کرده و در رشته‌ای به درجه اجتهاد رسیده باشد.
    ۲- پزشک، داروساز.

      دکترین

      (دُ تُ رِ یْ) [ فر. ] (اِ.) نظریه، فکر، اندیشه.

        دقت

        (دِ قَّ) [ ع. دقه ] (اِمص.)
        ۱- باریکی، نازکی.
        ۲- باریک بینی، نازک اندیشی.

          دقل

          (دَ قَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- خرمای بد و پست.
          ۲- خرما.

            Scroll to Top