اسم

دقیقه

(دَ قِ یا قَ) [ ع. دقیقه ] (اِ.)
۱- یک ششم ساعت.
۲- نکته، نکته باریک.
۳- یک شصتم از یک درجه. ج. دقائق.

    دکان

    (دُ کّ) [ ع. ] (اِ.) مغازه، فروشگاه. ج. دکاکین. ؛درِ ~ کسی تخته شدن کنایه از: بازار کسی بی رونق شدن.

      دکتر

      (دُ تُ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- کسی که بالاترین مراحل علمی را طی کرده و در رشته‌ای به درجه اجتهاد رسیده باشد.
      ۲- پزشک، داروساز.

        دکترین

        (دُ تُ رِ یْ) [ فر. ] (اِ.) نظریه، فکر، اندیشه.

          دقت

          (دِ قَّ) [ ع. دقه ] (اِمص.)
          ۱- باریکی، نازکی.
          ۲- باریک بینی، نازک اندیشی.

            Scroll to Top