اسم

دسین

(دَ) (اِ.) = دسینه: خُم شراب، سرکه و غیره.

    دشت

    (دَ) [ په. ] (اِ.) صحرا، زمین پهناور و ناهموار.

      دشک

      (دَ) (اِ.)
      ۱- رشته تابیده که بر سوزن کشند.
      ۲- ریسمان خام.

        دشمن

        (دُ مَ) [ په. ] (اِ.) آن که بد فرد دیگری را خواهان است ؛ عدو.

          دسر

          (دِ س) [ فر. ] (اِ.) آن چه که در پایان غذا می‌خورند مانند میوه، شیرینی، ژله یا لرزانک و غیره، پس غذا (فره).

            دسک

            (دَ) (اِ.) = دشک. دسه: رشته و ریسمان تابیده.

              دستمال کاغذی

              (~. غَ) (اِمر.) قطعه کاغذ مربعی شکل یا لوله‌ای که به جای دستمال ولی برای یک بار مصرف به کار برند.

                دستنبو

                (~. تَ) (اِ.)
                ۱- میوه‌ای زرد رنگ و خوشبو شبیه گرمک که خط‌های سبز و سفید دارد.
                ۲- میوه یا هر چیز خوشبو که برای معطر شدن در دست گیرند.

                  Scroll to Top