اسم

دعوا (دَ)

[ ع. دعوی ] (اِ.) پرخاش، دشمنی، زد و خورد. ؛~ی حیدر و نعمتی مشاجره خونین و طولانی و معمولاً بی هدف.

    دشمن

    (دُ مَ) [ په. ] (اِ.) آن که بد فرد دیگری را خواهان است ؛ عدو.

      دسکره

      (دَ کَ رِ) [ معر. ] (اِ.)
      ۱- قریه.
      ۲- صومعه، دیر.
      ۳- خانه‌هایی که در آن‌ها اسباب عیش و طرب فراهم باشد. ج. دساکر.

        دسه

        (دَ سَ یا س) (اِ.) = دسک: گلوله ریسمانی.

          دسومت

          (دُ مَ) [ ع. دسومه ]
          ۱- (مص ل.) چرب بودن.
          ۲- (اِمص.) چربناکی.
          ۳- (اِ.) چربی.

            Scroll to Top