اسم

دستاق

(دُ) [ تر. ] (اِ.) محبوس، بندی، زندانی.

    دستان

    (دَ) (اِ.)
    ۱- سرود، نغمه.
    ۲- نیرنگ، فریب.
    ۳- مخفف داستان.
    ۴- لقب زال پدر رستم.

      دسترس

      (دَ. رِ یا رَ) (اِ.) توانایی، توانمندی.

        دسترنج

        (~. رَ) (اِمر.)
        ۱- مزد کار.
        ۲- چیزی که بر اثر کار و تلاش به دست می‌آید.

          دستشویی

          (دَ) (اِمر.) جایی دارای شیر آب که در آن جا دست و روی را می‌شویند، توالت.

            دست خط

            (~. خَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) نامه یا نوشته‌ای که کسی با دست خط نوشته باشد. دست نوشت نیز گویند.

              Scroll to Top