اسم

دست بند

(~. بَ) (اِمر.)
۱- النگو.
۲- آلتی فلزی که بر دست مجرمان و متهمان زنند.
۳- نوعی رقص.

    دست

    (دَ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- عضوی از بدن انسان از شانه تا سر انگشتان.
    ۲- مسند.
    ۳- قاعده، روش.
    ۴- واحدی برای شمارش اقلامی مانند: لباس، فنجان.
    ۵- نوبت، دفعه.
    ۶- توانایی، قدرت.
    ۷- دسته، جناح، لشکر. ؛ ~ به بغل تعظیم کردن، کرنش نمودن. ؛ ~ُ پا چلفتی کنایه از: بی عرضه، نالایق، بی دست و پا. ؛ ~ از پا درازتر کنایه از: بی نصیب، ناموفق، ناکام. ؛~ از پا خطا نکردن کنایه از: هیچ کار ناشایستی نکردن. ؛ ~ به سیاه و سفید نزدن کنایه از: هیچ کاری نکردن. ؛~ داشتن دخالت داشتن. ؛~. ~ کردن طول دادن، بی مورد کش دادن. ؛~ کج دزد. ؛~ زدن الف – با دست لمس کردن. ب – اقدام کردن.

      Scroll to Top